آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

19.همینجوری!

1391/10/10 20:01
نویسنده : مامان آرام
194 بازدید
اشتراک گذاری

تو وبلاگ یکی از دوستان خوندم انگار یه سنسور به پشت کله ی مامان ها وصله که تا سرشون رو میذارن رو بالشت نی نی چشماش باز میشه! مال ما که وصله مث که! خواب خوابه هااااااااا تا من میام بخوابم چشاش مث گردو باز میشه! 

یه بار خیلی جدی دو ساعت رو پام بود تا خوابش ببره بعد خوابید و پتو رو کشیدم روش و اومدم بخوابم و پتوم رو بکشم برگشتم سمتش دیدم چشا تا ته بازه! انقدر ترسیدم نزدیک بود جیغ بزنم:))

پ.ن: مامانبزرگش مریضه برای اینکه دوباره مریض نشه رو آوردم به درمان سنتی! یه شلغم رو خالی میکنم و توش یه ذره شکر میریزم و بعد از 7-8 ساعت اون آبی که توش جمع میشه رو میدم بخوره ... میگن مث پنی سیلین ه! خدا کنه باز مریض نشه:(

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان شایان
10 دی 91 16:11
عزیزم من کلیپ های شاد و جذاب برای تولد و نامزدی و عقد و جشن دندونی و هر مراسمی که باشه درست می کنم که از عکس هایی که دارید یک آرشیو و خاطره ای همیشگی با آهنگ های شاد براتون به یادگار می مونه. و می تونید حتی به صورت هدیه و یا سوزپرایز به هر کسی که دلتون می خواد بدید. اگه دوست داشتید یا تو وبلاگ شایان برام پیغام بگذارید و یا به mbarahimian@yahoo.com ایمیل بزنید
آسمان( فرناز )
11 دی 91 19:45
امروز منم این تجربه ر وداشتم خیلی باحاله ارام
هانی جون
19 دی 91 11:31
چرا ترسیدی چشمای به اون خوشگلی به مامانش رفته


وای هانی تو تاریکی! فکر میکنی همه خوابن یهویی میبینی دو تا چشم باز باز داره نگات میکنه خوب سکته میکنی دیگه!